
صرف ۱۹ اردیبهشت بودن، در رشت بودن در یک هوای نیمه ابری، میتوانست سبب یک شوق عمیق در قلبم باشد، اما خسته ام. خستگی از یک پروسه طولانی سفرها و بازدیدها و حساب و کتابها برای خرید خانه.... بخوانید...
ادامه مطلب
خوشبختی رنگ آبی کمرنگ و لغزان حسی است که در صبح یک روز اردیبهشت وقتی با آرمان شنگول و منگول بازی میکنم جریان دارد،وقتی حمید از سر کار می آید. وقتی کارتون من شگفت انگیز یا مهاجرت را برای بار صدم با آرمان تماشا میکنم.... وقتی آفتاب می تابد و وقتی کسی را داری که باهاش صحبت کنی، از هرچیزی، درست همانطور که آن چیز هست: به همان تلخی، شادی، شرم آوری و یا هر حس دیگری که به تو داده.در تمام زندگی، فکر میکنم حتی از روز اول! تنها چیزی که از زندگی می خواستم همین بوده: کسی که باهاش حرف بزنی، همان طور که توی دل...
ادامه مطلب