بیشتر غمگینم تا عصبانی. از جهانی که همیشه از من طلبکار است. از وحید که از دیروز پیامم را جواب نداده فکر میکنم چون دلش نخواسته برویم خانه اش، ازمامان که یکی از آخرین آدمها در زندگیش هستم، در برابر وحید هیچی نیستم، من عصبانی ام که او چند سال است به خانه وحید نرفته، وحید او را برای عید، برای ماه رمضان و برای هیچ مناسبت کوفتی دیگری به خانه اش دعوت نکرده و فقط با آن زن افاده ای تو خالی عقده ای احمقش_که فکر میکنم حقش است که مریض شده چون مریضهای زیادی را در محل کارش اذیت کرده و چندتایش را با افتخار هم تعریف میکند!!- آمده خانه مامان چتر شده و هیچ کدام کمکی به مامان نکرده اند و مادر من باز خوشحال است و منتظر دیدن آنها...
از ان طرف هم خانواده ی حمید که فقط توقع ندارند که آنها را ببریم دستشویی و بشوریم، و بقیه توقعات زندگی شان را از ما دارند، البته هنگام تفریح و خوش گذرانی یاد ما نمیفتند یا اگر مریض بشویم، بیمار و بستری بشویم، حتی آرمان عزیزمان... حتی زنگ نمیزنند حالمان را بپرسند و فقط ممکن است ناراحت شوند که در مدت بیماری ممکن است خدمات رسانی احتمالی مان متوقف شود، اگر به خانه شان برویم جز غر غر و اظهار نارضایتی از زندگیشان که انگار ما مسئول درست کردن آن بوده ایم، ندارند، مادرشوهرم حتی آنقدری ارزش قائل نمیشود که سبزی پاک کردنش را در آشپزخانه کنار بگذارد و نیم ساعت که ما آنجاییم پیش ما بیایید یا یک شکلات دست آرمان بدهد.
او هم اگر سالی یکی دوبار مارا دعوت کند از اضافه ی دعوت دخترش است، یعنی چون انها هستند به ما هم میگوید بیایید وگرنه اگر انها نتوانند بروند مارا هم دعوت نمیکند.
امسال به ارمان ده هزار تومن عیدی داده کلا، و مطمینم برای بچه های حمیده حداقل صد برابر ان کادو خریده، وقت گذاشته بازار رفته...
ما در رینگ بازی های خانواده، نخودی کناری هستیم. از این رفتارهایشان که به هیچ وجه متناسب مهربانی ها و دلسوزی های ما نیست دلم شکسته، از مامان خودم، مامان حمید مخصوصا حمیده، وحید...
دارم خالی میشوم، از هر حس پیوندی.
میخواهم همه را دور بریزم، نه به فکر کسی باشم نه دلسوز کسی،تا اینهمه فرق گذاشتنها و رفتارهای ناشایستشان اذیتم نکند.
اللن از فکر اینکه بروم اردبیل و مجبورم بروم خانه حمیده و اخم و تخم و بدخلقی و طلبکاریشان را تحمل کنم ناراحتم. در حالیکه واقعا اتفاق خاصی نیفتاده. خدا رحم کند که اگر اینها پیر بشوند چکار باید بکنیم.
⁴آبان ۹۶...ما را در سایت ⁴آبان ۹۶ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 113