توی وبلاگ خودم دوری زدم.... و بعد نخ نامرئی غم و نارضایتی را که از بین روزها رد شده بود دیدم....
جالب است، آدمی که فکر میکند خوشبخت و شاد و آرام است، هر چیزی که بخواهد و برایش مهم باشد را دارد، وقتی کمی از صحنه! دور میشود، به قضاوتهای پیشینش شک میکند....
دلم میخواهد سکوت کنم. رشد کنم. از این رشد نیافتگی، از این ناتوانی در خواستن، گفتن و ابراز کردن آنچه که هستم،هستم با حروف درشت، خسته ام.
کاش زندگی ام طور دیگری گذشته بود.
کاش مسیر دیگری را امتحان کرده بودم و آدم دیگری بودم.
دست کم توانش را داشتم که خودم باشم و با خودخوری و شرمساری، روی نظرات واقعی و خواسته های اصلی ام پرده سکوت نکشم.
⁴آبان ۹۶...ما را در سایت ⁴آبان ۹۶ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 104